تبليغاتX
وبلاگ حامد محقق - دانشجوی خارج از ايران
آيت الله مصباح يزدي : اساس نظام اسلامي،‌ولايت فقيه و رمز بقاي آن، رهبري حکيمانه رهبر معظم انقلاب است

ما مخالفان ولی فقيه را در نطفه خفه خواهيم کرد

نوشته شده توسط حامد محقق  در ساعت 5:12 بعد از ظهر | لینک  | 

 سردار بی نشان سپاه قدس

قاسم سلیمانی، نوجوان کرمانی بود که با بنایی تأمین معاش می کرد. جنگ که آغاز شد، کار را کنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت. زیاد طول نکشید که قاسم توان تشکیلاتی و رزمی خود را به فرماندهان جوان سپاه که سن و سالشان زیاد با او فاصله نداشت نشان داد. به این ترتیب قاسم سلیمانی به فرماندهی بسیجیان هم ولایتی خود رسید و پس از مدتی لشکری تشکیل داد که نام آن را لشکر 41 ثارالله  نهادند. این لشکر در طول سال های دفاع مقدس، درخشش اعجاب آوری از خود نشان داد نام خود را در تاریخ ایران و اسلام جاودانه نمود . هر قدر كه داخل ايران، او را كم مي‌شناسند، خارج از اين مرزهاي جغرافيايي، قصه‌هاي حيرت‌آوري از او بر سر زبان‌هاست كه با آميخته‌اي از راست و دروغ، شبحي ترسناك و هول انگيز از او ارائه مي‌دهد كه گويي همه منافع امريكايي‌ها را در خاورميانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگيزتر معرفي مي‌كنند، اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را مي‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او مي‌گويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكايي‌ها مي‌گويند، مرموز نيست.هر قدر او آرام و بي‌سر و صدا مي‌رود و مي‌آيد و كارهايش را انجام مي‌دهد، بيرون از مرزهاي جمهوري اسلامي در مورد او، يعني سردار سرلشكر قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران خيلي خبرها هست . آنها از او و سپاه تحت امرش مي‌ترسند و همين ترس سرآغاز خبرهاي بعدي است، آنها او را ، بارها و بارها تحريمش مي‌كنند،  او را فردي بسيار قدرتمند در عرصه سياست خارجي جمهوري اسلامي در خاورميانه توصيف مي‌كنند، آخر آنها از مبارزه با قاسم سليماني و نيروهايش ناتوان شده‌اند، به همين سادگي ! و اين البته همه آن چيزي نيست كه در مورد او گفته مي‌شود. روزنامه انگليسي گاردين در مورد قاسم سليماني مي‌نويسد: حتي كساني كه سليماني را دوست ندارند، او را فردي با هوش مي‌دانند. بسياري از مقامات امريكا كه اين چند ساله را صرف متوقف كردن كار افراد وفادار به سليماني كرده‌اند، مي‌گويند مايل هستند او را ببينند و معتقدند كه مبهوت كارهاي او شده‌اند . شايد از سر همين بهت است كه يكي از مقامات بلندپايه ارتش امريكا عاجزانه مي‌گويد: من اگر او را ببينم، خيلي ساده از او خواهم پرسيد كه از ما چه مي‌خواهد؟ يكي از نمايندگان مجلس عراق كه از دستياران ارشد نوري المالكي هم هست، درباره سردار سليماني مي‌گويد: او فقط يكبار در اين هشت ساله به عراق آمده است. او فردي است كه آرام سخن مي‌گويد و منطقي و بسيار مؤدب است. وقتي با او حرف مي‌زنيد، بسيار ساده برخورد مي‌كند. تا زماني كه پشتوانه او را نشناسيد، نمي‌دانيد چه قدرتي دارد، هيچ كسي نمي‌تواند با او بجنگد . اينها، همه كه گفتيم، آن هم از قول آنهايي كه خارج مرزهاي جمهوري اسلامي ايران هستند، تنها يك روي سكه بود؛ روي اشداء علي الكفار سردار قاسم سليماني؛ اين روي سكه اما، در داخل مرزهاي عقيدتي انقلاب اسلامي، او تمام قد سرباز ولايت است. از آن جنس آدم‌هايي كه مكلف به تكليفند و همه حياتش را از جواني تاكنون، وقف نهضت حضرت روح الله كرده است. اين روي سكه، او، رحماء بينهم است


برچسب‌ها: سپاه قدس
نوشته شده توسط حامد محقق  در ساعت 7:19 بعد از ظهر | لینک  | 

سپاه قدس سپاه ولايت و امّت

"ما همه قاسم سليمانی هستيم"

چند صباحی است دستگاه استکبار جهانی تبلیغات وسیع و پرهجمی علیه «شریف‌ترین عناصر مبارز و مجاهد» این آب و خاک یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شاخه برون‌مرزی آن یعنی «سپاه مقدس قدس» به راه انداخته است. از این روی، بجاست تا نگاهی به پایگاه مشروعیت این سپاه الهی و کارکرد آن در حوزه دفاع از ولایت و فقاهت و امت پرداخته شود.بنا بر اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود و وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود. مطابق این اصل فلسفه استمرار پابرجایی سپاه پاسداران «ادامه نقش» آن دانسته شده است. گستره این کاردکرد نیز برابر اصل فوق «به وسیله قانون تعیین می‌شود. پس از فرمان امام خمینی(ره) به شورای انقلاب در دوم اردیبهشت ماه سال 1358 مبنی بر شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای فرماندهی در اطلاعیه مورخ 16 اردیبهشت ماه همان سال وظایف کلی سپاه را به شرح زیر اعلام کرد:كمك به اجرای امور انتظامی، امنیتی و كنترل، تعقیب و دستگیری عناصر ضد انقلاب-  مبارزه مسلحانه علیه جریان‌های مسلحانه ضد انقلاب- دفاع در برابر حملات و اشغالگری‌های عوامل یا قوای بیگانه در داخل كشور- همكاری و هماهنگی مؤثر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مطابق آیین نامه‌های مربوطه - تربیت و آموزش اخلاقی، ایدئولوژیكی ـ سیاسی و نظامی كادرهای سپاه - كمك در اجرای دستورات انقلاب اسلامی و دادگستری دولت جمهوی اسلامی - حمایت از نهضت‌های رهایی بخش و حق طلبانه مستضعفین جهانی تحت نظارت رهبری انقلاب مشورت و استفاده از نیروهای انسانی و تخصصی سپاه به هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه و كمك به پیشبرد طرح‌های عمرانی دولت جمهوری اسلامی ایران به منظور استفاده هر چه بیشتر از نیروی پاسداران همان گونه که دیده می‌شود، بر پایه بند هفتم این منشور، یکی از کارکردهای اصلی سپاه حمایت از نهضت‌های رهایی بخش و حق طلبانه مستضعفین جهانی تحت نظارت رهبری انقلاب» است. وظیفه‌ای که در حقیقت مطابق اصل سوم قانون اساسی یکی از وظایف شانزده گانه اصلی دولت جمهوری اسلامی نیز دانسته شده است. اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی به صراحت عنوان می‌دارد: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد : تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان. بنابراین، یکی از وظایف قانونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اصل یکی از وظایف اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز است، حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان است. وظیفه‌ای که مطابق تفکیک درون ساختاری سپاه به عهده سپاه قدس گذاشته شده است. بنابر این سپاه قدس یکی از نهادهای قانونی نظام جمهوری اسلامی بوده و به نمایندگی از ملت ایران موظف به پی گیری یکی از آرمان‌های اساسی ملی و دینی مردم شریف این مرز و بوم است. بر این اساس وارد آوردن تهمت تروریست بودن به این نهاد مشروع و قانونی و یا فرماندهان شجاع و فداکار آن ـ که از عزیزترین و گرامی‌ترین فرزندان ملت ایرانند ـ در حقیقت متهم کردن ملت بافضیلت ایران به تروریست بودن است. دروغی که هیچ ایرانی باشرفی آن را بر نخواهد تافت. آن هم از سوی دولتی که خود بزرگترین نماد تاریخ تروریسم دنیاست. تروریسمی که یکصد سند ارایه شده از سوی ایران در روزهای اخیر، تنها نیمی از شیطنت‌های اوست.افزون بر این که سپاه قدس پایگاه کاملا مشروع و ملی دارد از جهت شرع مقدس اسلام نیز این نهاد، ساختاری کاملا شرعی بوده و اهدافی منطبق بر رویکردهای تاریخی جریان ولایت الهیه و توسعه فقاهت در عرصه بین‌المللی دارد. قرآن کریم به صراحت در آیه 60 سوره انفال برای نظام اسلامی در زمینه نظامی اینگونه تعیین تکلیف می‌نماید: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم» (و شما ای مومنان در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و هر چه در توان دارید، از نیروها و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید تا دشمنان خدا و دشمنان خود ـ و کسان دیگری که شما نمی‌شناسید ولی خدا می‌شناسد ـ را بترسانید). آیه فوق الذکر که در متن اصل یکصد و پنجاه و یکم قانون اساسی ایران اسلامی نیز آمده است به خوبی گویای این است که از نظر اسلام حکومت اسلامی باید هر نوع توان نظامی که باعث ترساندن دشمنان می‌گردد در اختیار داشته باشد. مسلما در دنیای پر تلاطم کنونی یکی از راه‌های ارهاب دشمنان خدا توانایی حضور نیروهای نظامی ایران در هر نقطه مکانی و هر لحظه زمانی است. مسلما دشمن از اینکه هر لحظه و در هر نقطه از جهان احتمال مواجهه با پاسداران جبهه اسلام را داشته باشد به شدت بیمناک است. بر این اساس تشکیل سپاه قدس در حقیقت جلوه‌ای از عمل به دستورات اسلام جهت ترساندن دشمنان اسلام و مسلمین در عرصه بین المللی است.علاوه بر این امیرالمومنین(ع) در آخرین سفارش‌های خود به حسنین(ع) با فرقی خون آلود از شمشیر نفاق چنین فرمود: «کونا للظالم خصما وللمظلوم عونا» (همواره دشمن ظالم و یاریگر مظلوم باشید) مسلما این کلام را که رهبر جامعه اسلامی در آخرین لحظات حیات مبارکش خطاب به جانشینانش بر زبان رانده نمی‌توان نوعی دستور فردی محض دانست. بلکه در حکم نوعی سیاست‌گذاری تاریخی برای حکومت اسلامی جهت توسعه ولایت الهیه است. بر این اساس یکی از مولفه‌های مشروعیت حکومت دینی دفاع آن از مظلومین و خصومتش با ظالمین است. از آنجا که در کلام نورانی امیرالمومنین(ع) این دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم محدود به گستره زمانی و مکانی خاصی نشده است، می‌توان گفت نظام اسلامی به هر اندازه که قدرت داشته باشد و در هر زمان و مکانی که بتواند موظف به دفاع از مظلومین و مقابله با ظالمین در عرصه بین‌المللی است.بر پایه این مطالب، به خوبی روشن می‌شود که کارکردهای سپاه قدس نظیر ارهاب دشمنان الهی و دفاع از مظلومین و مقابله با ظالمین در عرصه بین‌الملل امری کاملا مشروع و منطبق بر اصول عالیه اسلام و برگرفته از تعالیم قرآن و سیره حکومتی حضرات معصومین (ع) جهت توسعه ولایت الیه و دفاع از امت اسلام است. علاوه بر همه اینها می‌توان سپاه قدس را در دنیای ناامن و بی‌رحم کنونی، یکی از مولفه‌های اصلی امنیت ملی ملت ایران نیز به شمار آورد، زیرا از جهت نظامی در دنیای معاصر اینکه کشوری تنها محدود به مرزهای جغرافیایی خود در پی دفاع از امنیت ملی باشد، یک اشتباه استراتژیک است. هر قدر حضور فراسرزمینی نیروهای نظامی کشوری بیشتر باشد، مسلما امنیت ملی آن نیز بالاتر خواهد رفت. درباره امنیت ملی ایران عزیز نیز روشن است که در صورت امکان حضور پاسداران اسلام و انقلاب در هر زمان و مکانی که لازم باشد، دشمن همواره نگران است که در صورت حمله به حکومت اسلامی منافعش در دفاعی همه جانبه و فرامنطقه‌ای مورد تعرض قرار خواهد گرفت. این ترس نوعی بازدارندگی از اقدام علیه امنیت ملی ملت ایران فراهم می‌نماید. گذشته از همه اینها، یک پرسش اساسی نیز همچنان بدون پاسخ باقی می‌ماند که در دنیایی که آمریکا به خود اجازه می‌دهد در 39 کشور جهان پایگاه‌های بزرگ نظامی اعم از زمینی و هوایی و دریایی و در 140 کشور نیز ایستگاه‌های کوچک نظامی دایر کرده و تفنگداران نیروی دریایی شیطانی‌اش در بیش از 580 پایگاه نظامی در سرتاسر دنیا با هدف اعلام شده حفظ منافع ایالات متحده امریکا حضور فیزیکی داشته باشند، به چه دلیل سپاه قدس ایران اسلامی حق حضور در دیگر نقاط دنیا جهت دفاع از منافع ملت ایران را نداشته باشد؟ آن هم سپاه عزیزی که به فرموده فرمانده معظم کل قوا: «مولود مبارک انقلاب اسلامی است، در همه جهان پس از صدر اسلام پدیده بی‌سابقه‌ای است. این پدیده در حقیقت مظهر عینی و مجسمی است برای شعارهای انقلاب اسلامی؛ شعار ایستادگی در مقابل همه قدرت‌های بزرگ با سلاح اتکال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حرکت برای نجات مستضعفان
نوشته شده توسط حامد محقق  در ساعت 3:44 بعد از ظهر | لینک  | 

هتاکی بی شرمانه برخی سايتهای جريان انحرافی عليه آیت الله مصباح یزدی 

 جریانی كه علیه آیت‌‏الله مصباح یزدی راه افتاده، جریانی سیاسی با اغراض خاص و با هدف حذف یك عالم شجاع و زبان شناس است. زمانی که اصلاح طلبان بی شرمانه از حذف ولايت فقيه سخن گفتند و حتی پا را فراتر گذاشته از به موزه رفتن افکار اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) سخن به میان آوردند این آیت الله مصباح یزدی بود که به میدان آمده و در برابر هجمه ها و تخریب های آنان مردانه ایستاد و به دفاع از مبانی دینی و انقلابی نظام پرداخت و اجازه نداد که تفکرات سکولار در انحراف نظام ره به جائی ببرند.
و دقیقا در همین نقطه است جریانی انحرافی که پا در جای پا فتنه گران گذاشته همچون آنان از جنگ با قرائت ها و تفسیرهای دینی سخن می گویند، و هنگامی که شخصیت هایی همچون
آیت الله مصباح یزدی به مقابله با انحرفات آنان می پردازد تاخته و تلاش دارند سناريوی تخریب ایشان را کلید بزنند. یکی از سایت های متعلق به جریان انحرفات در چارچوب تلاش برای روحانیت ستیزی خطاب به آیت الله مصباح یزدی که کارشناس خبره دینی می باشند نوشت : " آقای مصباح ممکن است بفرمائید که شما برای انتخاب آقای احمدی نژاد چه زحمتی کشیده اید؟ " اين سايت انحرافی  همچنین پا را فراتر از این گذاشته و بیان کرد : "  آقای مصباح شما هم اگر با اصلاح طلبان وارد چالش شدید، بخاطر حب احمدی نژاد نبود" !! ....

اما جوابيه ما به اين سايت انحرافی اين است که : حضرت آيت الله مصباح یزدی جريانات انحرافی را به خوبی شناسايی کرده و همين امر باعث شده تا افرادی امروز داخل جرايانات انحرافی به مخالفت با ايشان بپردازند. برخی جريانات انحرافی گمان ميکردند که ميتوانند از اعتبار ايشان برای حفظ موضع خودشان استفاده کنند امّا اين خيالی واهی است .آقای مصباح خوش‌‏فكرترین متفكر حوزوی است و اگر بخواهیم كسی را به عنوان روشن‌‏فكر این زمان در نظر بگیریم، كسی جز آیت الله مصباح، نیست. متاسفانه امروز شاهد هستيم که برای تخریب شخصيت برجسته آيت ا...مصباح یزدی، دیدگاههای ایشان تحریف می‌‏شود و آن دیدگاههای تحریف شده مورد هجوم به شكل تبلیغاتی قرار می‌‏گیرد.گمان نکنید هر آنچه خواستید می‌توانید بنویسید و ما هم باز سکوت می‌کنیم.هر چه قدر شما وارد فاز رادیکالیسم شوید، ما هم متقابلا وارد خواهیم شد . حمايت حضرت آيت الله مصباح یزدی  فقط از اسلام و ولايت فقيه بوده و برای ايشان چيزی جز حب خدا و ولايت  فقيه بالاتر نيست.تا چند ماه قبل، اعضای این جریان انحرافی با کمتر از پیشوند علامه بزرگوار، حضرت آیت الله و امثال آن از استاد، یاد نمی کردند" .بدانيد اگر قرار باشد کسی را انتخاب کنيم آن کس بعد از رهبری ،به طور قطع آیت‌الله مصباح خواهد بود.اين جريانات انحرافی تا ديروز حتی سر از سياست در نمی آوردند حال کار به جايی رسيده که اين افراد، استاد بزرگ دين و سياست ( آیت‌الله مصباح )را زير سؤال ميبرند!

 

نوشته شده توسط حامد محقق  در ساعت 12:24 بعد از ظهر | لینک  |